الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

123

تفسير مجمع البيان (فارسى)

آسمانها و زمين هست در آن جاويدانند جز آن كس كه خدا بخواهد و اين عطائى است قطع نشدنى ( 108 ) . شرح لغات : شقاء و شقاوت و شقوت همه به معناى بدبختى است . و سعادت نيز ضدّ آن مىباشد . زفير : آغاز صداى الاغ است و شهيق آخر آن . و نفسى را نيز كه پى در پى از روى اندوه ميكشند و داراى صدا باشد زفير گويند ، و شهيق : صداى طولانى جانسوزى است كه از دل بر آيد . خلود : بودن در كارى هميشه . و دوام : بقاء هميشگى است . و به همين اعتبار بخداى سبحان « دائم » گفته شود ولى « خالد » گفته نشود . جذّ : به معناى قطع است . تفسير : خداى سبحان دنبالهء آيهء فوق كه دربارهء « روز مشهود » يعنى روز قيامت بود فرمود : « وَ ما نُؤَخِّرُهُ إِلَّا لِأَجَلٍ مَعْدُودٍ » يعنى ما آن روز را تأخير نيندازيم مگر براى مدتى كه خداى تعالى روى علم خويش بصلاح مردم در ادامهء تكليف خود بر ايشان آن روز را تحت شماره در آورده ، و اين تعبير دليل بر نزديكى روز قيامت است زيرا هر چه تحت شماره در آيد رو بزوال و تمامى است . و اينكه حرف « لام » بر سر « اجل » در آورده و بجاى آن « الى » نياورد براى آنست كه « لام » دلالت بر غرض مىكند و معناى جمله آن مىشود كه تأخير آن روى حكمت بوده ولى لفظ « الى » بچنين معنايى دلالت نميكرد . « يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ » هنگامى كه روز قيامت بيايد احدى در آن روز جز به اذن پروردگار تعالى و فرمان او تكلم نكند ، يعنى جز بسخن نيكويى كه مأذون هستند تكلم ديگرى نميكند ، زيرا مردم در آنجا ملزم به ترك كارهاى زشت هستند ، و از آنها عمل زشتى سر نميزند و اما چيزهايى كه زشت و قبيح نيست در انجام آن مأذون